اخبار استان

توسعه‌ای به وسعت بیل‌های مکانیکی؛ یا مرثیه‌ای بر دانایی در سایه‌ی سوداگری
کد خبر : 3198
انتشار : 20 - مرداد - 1405

توسعه‌ای به وسعت بیل‌های مکانیکی؛ یا مرثیه‌ای بر دانایی در سایه‌ی سوداگری

 

گویی تقویم مدیران شهری، جمعه‌ها را نه برای استراحت و بازآرایی نیروی انسانی، که برای غافلگیریِ لحظه‌ای بناها و فضاهای فرهنگی تعریف کرده است. عملیات غافلگیرانه‌ی روز تعطیل در شهرستان جم، با رژه‌ی بلدوزرها و لودرها بر حریم کتابخانه‌ی عمومی «محسنی جمی»، بار دیگر این پرسش بنیادین را در اذهان زنده کرد که آیا در ترازوی معیوب برخی مدیران، وزن یک متر مربع فضای تجاری، چنان گزاف است که تمام ارزش‌های هویتی و معنوی یک دیار را به حاشیه‌ی نابودی می‌راند؟

 

اداره‌ی اوقاف که رسالت ذاتی آن، احیای سنت حسنه‌ی وقف و گسترش گفتمان علمی و معنوی در بستر جامعه است، این بار در قامت یک پیمانکار عمرانی سنگین‌وزن ظاهر شده تا شاید ثابت کند که برای نیل به «توسعه‌ی پایدار»، نخست باید خاک کتابخانه‌ای را که با نیتِ خیر بنا شده، با تیغِ بیل‌های مکانیکی تسطیح کرد. چه تناقض جالبی! متولی موقوفات فرهنگی، خود عامل تعطیلی یک پایگاهِ دانایی می‌شود تا شاید در آن فضا، غرفه‌ای فروشگاهی جدید بنا نهد.

 

این سناریو، بی‌شباهت به مرثیه‌ی تلخ مدرسه‌ی «عصمت» بوشهر نیست؛ گویی حافظه‌ی تاریخیِ استان، تکرار یک الگوی ناکارآمد را در دستور کار قرار داده است. اما اوج هنر مدیریتی این پروژه، در انتخاب هوشمندانه‌ی روز تعطیل و غیبت کارکنان کتابخانه رخ می‌نماید. چه تاکتیک عملیاتی تحسین‌برانگیزی که برای پیشبرد اهداف، دیگر نیازی به ابلاغِ کتبی اخطاریه نیست؛ کافی است غبار لودرها، خود خبرِ نهاییِ تخریب را به ساکنان محل اعلام کند.

 

طیبه مهدوی مرتضوی، رئیس اداره‌ی کتابخانه‌های شهرستان جم، به نقل از چند رسانه از جمله «خلیج فارس»، از نبود «هرگونه ابلاغیه‌ی مکتوب» می‌گوید و اینکه ماجرا را صرفاً از طریق تماس پسرش که اتفاقی از آنجا عبور می‌کرده، متوجه شده است. انگار که قرار نبود هیچ خبری به گوش متولی اصلی برسد، تا اینکه چرخ‌های لودر، خود بهترین گوینده‌ی اخبار تخریب باشند. به راستی که در این میدان، نه کتاب و نه حتی مدیران کتابخانه‌ها، وزن کافی برای ایستادگی در برابر «توسعه‌ی عمرانیِ» سنگین‌وزن را ندارند.

 

و اما آن محوطه‌ای که سال‌ها با «خونِ دل» حفظ شده، حالا زیرِ غلتکِ بولدوزرها، به خاکی یکدست برایِ شالوده‌ی یک مجتمعِ تجاریِ احتمالی تبدیل می‌شود. امید که ارزشِ افزوده‌ی این مجتمعِ جدید، بتواند غبارِ بی‌توجهی به کیانِ فرهنگیِ جم را از چهره‌ی مدیران بزداید؛ هرچند که تاریخِ این دیار، جز خاطره‌ای تلخ از روزی که کتابخانه‌اش زیرِ چرخ‌هایِ مکانیکی ناپدید شد، چیزی برایِ ثبت در دفترِ فرهنگِ عمومی نخواهد داشت. سؤال اینجاست که در این ماجرا، کدام یک از این دو «سود» به حقیقت می‌رسد: سودِ سرِ کتاب، یا سودایِ سرِ سوداگری؟

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری نگین جم در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

پاسخ به :